الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

134

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

10 - همان‌گونه كه يادآورى شد كلمهء « من » اسم موصول و مقصود از آن ذات بارى تعالى باشد و كلمهء « يعبد » به صيغهء مجهول بيايد يعنى هيچ‌كس خداى سبحان را آن‌گونه كه سزاوار ذات مقدس اوست ، پرستش نكرده است . 11 - كلمهء « من » شرطيه و كلمهء « حق » از نام‌هاى خداى متعال و كلمهء « يعبد » به صيغهء مجهول عنوان شود زيرا اين كلمه به صيغهء معلوم « يعبد » ضبط نشده است . بنابراين ، معنا چنين مىشود : كسى كه شناخت حاصل نمايد خداى سبحان پروردگار اوست و او را مورد پرستش قرار نداده باشد ؛ معنايش اين است كه آن عارف را هيچ‌كس آن‌گونه كه بايد ، پرستش نكرده است زيرا ممكن نيست او ، هم مورد پرستش باشد و هم پرستشگر و هم معبود و هم عبادتگر و الف و لام در كلمهء « الحق » دوّم ، زائد و يا عوض از مضاف اليه است . چنان‌كه در عباراتى از اين قبيل ، به چشم مىخورد . بنابراين ، چنان‌كه قبلا گذشت در اين صورت گفتهء غاليان ( غلات ) نيز محكوم به بطلان است . 12 - مقصود از كلمهء « حق » حق واجب باشد زيرا يكى از معانى حق ، همين است و كلمهء « يعبّد » مشدّد باشد چنان‌كه قبلا يادآورى شد . بدين ترتيب ، معنا چنين مىشود : كسى كه حق واجب مسلمانان و يا مؤمنان را بشناسد چنين حقى را با دست برداشتن و عدم انجام آن ، ضايع نمىسازد و يا صاحب حق را با اهانت روا داشتن و كوتاهى در حق وى ، آن هم با خوددارى از بيان نام صاحب حق و يا بنابر مجاز عقلى ، ذليل نمىگرداند . بايد توجه داشت كه بعيد نيست در اين زمينه احتمالات ديگرى غير از آن‌چه يادآورى شد ، وجود داشته باشد و در جاى خود ثابت شده كه هرجا پاى احتمال در كار باشد ، استدلال محكوم به سقوط است تا چه رسد به احتمالات زيادى كه بسيارى از آن‌ها نزديك به مقصود است ، افزون بر اين‌كه با دلايل قبلى نيز در تعارض بوده و از سويى ثابت نشده اين سخن از معصوم عليه السّلام صادر شده باشد . و اللّه أعلم . دلايل عقلى و نقلى : قابل آگاهى است كه عقل و نقل هردو دلالت دارند كه آگاهى و شناخت ، موجب انجام عمل مىشود و هركس آگاهى و شناخت وى درمورد خداى متعال بيشتر باشد لزوما عبادت و پرستش وى به پيشگاه خداوند و بيم و ترس از عذاب او و اميد به رحمتش فزونى مىيابد چنان‌كه اگر كسى آشنايى و شناخت وى به شجاعت فردى شجاع افزايش